تاریک |
نقد تاریک اما روشن... |
از دوره هاي دور كه دوران رازهاست در هر زمان نشان زنشيب و فرازهاست ---------- الان احساس خوبی دارم شما چی ؟؟؟؟؟؟؟؟ + درد دل پنجشنبه هجدهم خرداد 1385زمان 17:35 من گفتم دانیل | گفت مادر Mama said مادرم به درستی مرا آموزاند Mama, she has taught me well که، زندگی کتابی است باز، پسرم؛ Son, your life's an open book نا تمام رهایش مکن. Don't close it 'fore it's done فروزانترین شعله، تندتر می سوزد The brightest flame burns quickest این است آنچه از او شنیدم That's what I heard her say دل پسر در گرو مادر است A son's heart's owed to mother ولی باید راهم را بیابم But I must find my way دلم را رها کن، Let my heart go بگذار پسرت بزرگ شود Let your son grow دلم را رها کن مادر Mama, let my heart go یا بگذار این دل، آرام ماند. Or, let this heart be still “ یاغی”، نام خانوادگی تازه من است. "Rebel," my new last name خونی رمیده در رگانم Wild blood in my veins ریسمان پیشبند دور گردنم، Apron strings around my neck نشانی که هنوز ماندگار است. The mark that still remains خانه را خیلی زود رها کردم I left home at an early age از آنچه به اشتباه شنیدم؛ Of what I heard was wrong هرگز درخواست بخشایش نکردم، I never asked forgiveness چرا که آنچه گفتم؛ به انجام رسی. For what is said is done دلم را رها کن! Let my heart go بگذار پسرت بزرگ شود Let your son grow مادر دلم را رها کن Mama, let my heart go یا بگذار این دل آرام ماند Or let this heart be still هرگز چیزی از تو نخواستم Never I ask of you اما هرگز چیزی هم نبخشیدم But never I gave اما تو به من پوچی خود را دادی؛ But you gave me your emptiness و اینک! من آنرا به گور می برم. I now take to my grave پس بگذار این دل آرام بماند. let this heart be still مادر اکنون به خانه می آیم Mama, now I'm coming home همه آن کس نیستیم که تو برایم آرزو داشتی I'm not all you wished of me عشق مادر به پسرش، A mother's love for her son آری، من عشق تو را بدیهی گرفتم؛ I took your love for granted و همه گقته هایت را. And all the things you said to me به آغوشت نیاز دارم که به من خوشامد گوید I need your arms to welcome me “اما سنگی سرد، تنها چیزی است که می بینم”!!! !!! But a cold stone's all I see + درد دل پنجشنبه یازدهم خرداد 1385زمان 16:17 من گفتم دانیل | دوستان خوبم ما كشوري داريم آباد و مردمي داريم اصيل و با فرهنگ اما متاسفانه دچار مشكلاتي هستيم كه راه حلش بي تفاوت نبودن است موضوعي كه در طول اين دو سال با آن رو به رو بودم و آن را دقيقا لمس كردم نقش مخرب دادگاههاي خانواده در فروپاشي خانواده هاست و البته قصد ساختن است و نه تخريب و هدفم نقد عملكرد دادگاه خانواده مي باشد در جهت مثبته و قصد توهین به هیچ دادگاه صالحه خانوادگی را ندارم ....من جامعه را به يك كالبد جاندار تشبيه مي كنم كه عملكرد صحيح آن در ساختار بنيادين آن نهفته است و ساختار بنيادين كالبد جاندار سلول است و اگر سلولها بيمار شوند بتدريج خود آن كالبد را از زندگي ساقط مي كنند سلولهاي بنيادين جامعه خانواده ها هستند كمي كه جوانتر هستيم اين نهاد و تاثير مهمش را در تعادل روحي تك تك انسانها درك نمي كنيم و پسر جوان خوشبختي را در مجرد بودن و آزادي حاصل از آن مي داند. اما بتدريج درك مي كنيم كه بدون جفت زندگي برايمان سخت است و نياز به همدم و همراه ما را به سمت و سوي ازدواج مي كشاند البته عشق و عاشقي دوران جواني نيز ما را به سوي ازدواج مي كشاند اما دو انسان با دو شخصيت و تربيت متفاوت همچو دو خط موازي هستند كه بايد بتدريج از خود نرمش نشان دهند و به سوي يكي شدن پيش روند و همين مسئله است كه تفاهم را پيش مي آورد و رسيدن به تفاهم نياز به صبر و تلاش فرآوان دارد و محيط پيرامون و اطرافيان نيز در رسيدن به اين تفاهم نقش موثري دارند و در مقابل اين تفاهم اگر ما بردباري خود را از دست بدهيم اينده آن خانواده فروپاشي است و متاسفانه طلاق در سالهاي ابتدايي زندگي بيش ازهر زمان ديگري رخ مي دهد و در سالهاي اخير روند صعودي داشته است .چرا؟؟؟ چه عواملي غير از مشكلات بين زوجين عامل افزايش طلاق در جامعه شده اند؟؟؟ مشكلات اقتصادي هميشه وجود داشته است و شكي نيست كه با تلاش حل مي شوند و فقر فرهنگي و همه اين عوامل نيز دخيل هستند . اما من در طول رفت و آمد به دادگاه خانواده متوجه شدم پنجاه درصدعامل فروپاشي خانواده ها به خاطر عملكرد دادگاههاي خانواده است. و براي پيش زمينه بايد بگويم كه بنابر يك عرف غلط در جامعه بر مبناي چشم و همچشمي مهريه سنگين و بعضا بر مبناي سكه طلا تعيين مي شود و بر خلاف عرف ايرانيان و شرع اسلام مهريه اي تعيين مي شود كه عملا زوج جوان به هيچ عنوان قادر به پرداخت آن نيست و شايد عملا 5 درصد جوانان جامعه ما بتوانند آن مهريه سنگين را بپردازند. و در قوانين شرعي و حقوقي گفته شده است كه مهريه عندالمطالبه است.و هر وقت كه زن خواست مرد بايد به او مهريه را بپردازد و متاسفانه دختران جامعه ما به خاطر همين قوانين تصور مي كنند كه مي توانند با كوچكترين مشكلي در زندگي همه چيز را دريك لحظه به هم بزنند و با مراجعه به دادگاه خانواده طلب فرضي خود را وصول كنند. خب در بدو ورود به دادگاه با برخورد مثبت مسئولان آنجا رو به رو مي شوند و كسي در دادگاه و هنگام پذيرش دادخواست از او سوال نمي كند كه دختر خانم شما كه هنوز يكسال هم از زندگي مشتركت نگذشته است چرا مهريه مي خواهي؟؟؟ آيا آن آقا توان پرداخت آنرا دارد؟؟؟ مشكلتان چيست؟؟؟ بله دوستان خوبم نكته در اينجاست در دادگاه خانواده كسي به آن دختر فرجام كارش را نمي گويد و طبق سند ازدواج كه سند لازم اجرا است او داراي حق است و مي تواند مهريه اش را به اجرا بگذارد باشه به اجرا بگذارد و حكم هم مطمئنا به نفع او صادر مي شود. و طبق معمول آقايان هم اعتراض مي كنند و زمان مي گذرد و و باز هم در دادگاه تجديد نظر به خاطر لازم اجرا بودن و سند ازدواج حكم به نفع زن صادر مي شود. اما در موقع وصول چطور؟؟؟ اين پرونده يك پرونده حقوقي است و در واقع همسر آن زن . بدهكار عهده ديون به حساب مي ايد و نمي تواند مهريه را بپردازد و اگر بخواهد هم نمي تواند چون در توانش نيست!!!!!!!!! و دادگاه اعسار تشكيل مي شود و آنجاست كه آن دختر خانم بايد ثابت كند كه ايشان مال و اموال دارد تا بتواند طلب خود را وصول كند!!!!!!!!! اما مال و اموال كجا بود؟؟؟ و در مورد تقسيط مهريه هم آن طور نيست كه دادگاه بتواند بر مبناي ميزان مهريه حكم به تقسیط دهد بلكه بر مبناي درآمد مرد مهريه قسط بندي مي شود و حال مهريه باشد 5000 سكه وقتي مرد نمي تواند حتي ربع سكه در ماه بدهد چه فايده دارد؟؟؟ و آن زندگي بعد از راه يافتن زوجين به دادگاه ديگر زندگي نيست!!!!! و سرانجام فروپاشي و طلاق را در پي دارد و آن كسي كه بيشتر متضرر مي شود دختر خانم ها هستند كه به اميد عندالمطالبه بودن مهريه قدم در راه بدبختي خود مي گذارند. حال سخن من با دادگاههاي خانواده است شما كه خيلي خوب مي دانيد كه يك جوان توان پرداخت مهريه هاي آنچناني را ندارد چرا در بدو تشكيل پرونده... آن خانم را به دايره مشاوره و روانكاو و مشاور ازدواج راهنمايي نمي كنيد و بدون سوال تشكيل پرونده مي دهيد و هر دو عضو خانواده را با دادگاههاي بيحاصل بدبخت مي كنيد؟؟؟ متاسفانه روح حاكم بر دادگاههاي خانواده روح حاكم بر يك دادگاه مالي و حقوقي است و قضات به هيچ عنوان احساس مسئوليت در قبال خانواده ها ندارند اما آيا پس از بيش از يكسال پولي پرداخت شد؟؟؟ و ايا آن جوان در توانش پرداخت 50 ميليون تومان هست؟؟؟ و اين قاضي بايد به اين نكته توجه كند كه اين دو نفر مي خواهند با هم زندگي كنند و در نگاه فراتر بر مبناي عشق و محبت و فرمان پيامبر رو به سوي ازدواج آورده اند و باز قاضي محترم فراموش كرده است كه مردي كه ازدواج كرده است براي فروكش كردن شهوت تن به ازدواج نداده است بلكه يك سلول فعال جامعه را تشكيل داده است حال شما او را تحقير كنيد او كه قرارداد كاري منعقد نكرده است كه بخواهد مسئول پرداخت دين آنهم در ان سطح باشد و نمي تواند بپردازد و خود همان قاضي با آن هم تشر در نهايت مجبور است تاكيد مي كنم مجبور است بنا بر دلايل قانوني حكم بر اعسار همان مرد بدهد و عملا مهريه پرداخته نمي شود اما نتيجه چيست؟؟؟ طلاق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و جدايي و بدبختي دو نفر و بهم ريختن يك زندگي!!!!و دختر بيوه در جامعه شانس كمتري براي ازدواج مجدد مي يابد و عملا بازنده اين ماجرا دختر خانم است. اما اگر همان قاضي به جاي داشتن نگاه مالي بر پرونده هاي ازدواج و بي تفاوت نبودن بر سرنوشت زوجها با دلسوزي سعي در اشتي دادن آن زوج ها داشت شايد آن دو نفر ديگر كارشان به طلاق نمي كشيد!!!! و عملا دختر خانم هاي ديگر هم متوجه مي شدند كه به جاي ناسازگاري در زندگي سعي كنند به تفاهم برسند و زندگي خود را حفظ كنند. درد دل دوستانه یک جوان Email : yadegar78_83@yahoo.com + درد دل پنجشنبه یازدهم خرداد 1385زمان 13:32 من گفتم دانیل |
+ درد دل پنجشنبه یازدهم خرداد 1385زمان 9:10 من گفتم دانیل | ممنونم از همه دوستان که نظر دادن + درد دل سه شنبه نهم خرداد 1385زمان 17:51 من گفتم دانیل | پيش گفتار
البته بقیه جشنهارا بعدا میگم ....... + درد دل سه شنبه نهم خرداد 1385زمان 14:38 من گفتم دانیل | این هم یکی از تحقیق های دوره اول دانشجویی من است
مقدمه + درد دل سه شنبه نهم خرداد 1385زمان 7:31 من گفتم دانیل | كوچه،پس كوچه هاي اين شهر شاهد زنان ديگري است كه از صبح تا شب،در هواي خفه كننده و شرجي بانكوك غذا مي فروشند. زنان فقيري كه آنها هم،آدرس محلات تفريح شبانه و ديسكو ها را مي دانند و مانند راهنما عمل مي كنند."يا"زني است كه با وجود لاغري و سوءتغذيه اي كه در ظاهرش مشهود است مانند فرفره ظرف مي شويد،سبزي و كلم رنده مي كند.ادويه اضافه مي كند.مخلوط را مي كوبد.كمي حرارت مي دهد و چيزي به نام غذا در اختيار مشتري قرار مي دهد. + درد دل یکشنبه هفتم خرداد 1385زمان 8:35 من گفتم دانیل | در بانكوك مي توان باهر قيمتي يك زن خريد. |