تبليغاتX

:: تاریک ::

تاریک

نقد تاریک اما روشن...



برف روي زمينه دونه دونه

كلاغ رو ديواره پر بهونه

صبح شده بخون از يك بهونه

داد بزنه به اين زمونه

قشنگ مي مونه ؛ با يك دل پر ز جوونه

جون مي مونه  ؛ هميشه بدون بهونه

آروم بگير بخون از خونه

واي بايد داد بزنيم  از اين همه جوونه

بهار شده ولي زمستونه

گلريزونه ؛ عشق بارونه ؛

ستاره ها همه بخونينم يكصدا

واي شبهاي عشق نمونه بي همتا

 

 

آخي .....پاييز تموم شد .......  غصه پر كشيدن با اون فصل

اميدوارم كه زمستون خوبي داشته باشيد زمستون قشنگ ترين و زيبا ترين فصله درسته كمي سرده

 ولي پر از اميده  پر از نشاطه .... هميشه دلتون گرم باشه 

 

+ درد دل پنجشنبه سی ام آذر 1385زمان 16:33 من گفتم دانیل |

برف میاد ولی پاییزه

دلم از غصه یک عالمه لبریزه

دیونه ام خیلی خسته

فراموشم از هر دسته

زندگیم شده پر هسته

چکار کنم با این دله خسته

برف میاد دونه دونه

خسته ام خسته

+ درد دل پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385زمان 6:30 من گفتم دانیل |

آه...  اي دل در ظلمت نشسته

نمي بينم اون شبهايي كه در نور نشسته

خسته خسته

تنگ دل تنگ چشم

چشم تاريك   بي حسرت از هر آه

خسته خسته

بي تاب از هر داد  از اين بي داد

فرياد  فرياد      از هر بي داد

كلاغ سياه

كاش سياهي توي براي براي من بود

كاش مي خوابيدم بي فكر

آرامش خيال است

آسايش .....

خسته خسته .....

خسته ام

بر اين بي داد هي فرياد هي فرياد

ديگر فتادم از تاب 

پير گشته ام از اين همه بي داد

منتظر تا كي  اي داد فرياد

خسته ام  خسته   ......

فرياد از اين همه بي داد

فرياد فرياد .....

+ درد دل جمعه هفدهم آذر 1385زمان 21:28 من گفتم دانیل |

یا ضامن آهو مددي كن

مدد 

+ درد دل یکشنبه دوازدهم آذر 1385زمان 6:28 من گفتم دانیل |

اهاي كلاغ چرا ميگي قار قار

مگه خبر نداري از حال زار

جون نداري براي كار

سرت ميزنه براي دار

دار...  زار ....كار ....

اينهمه كار

واي دار... دار

چرا پس نميگي غار غار

بگو كلاغه سياه آواره

بگو كي داره سربه سرت ميزاره

پس چرا نميگي واي ... واي

زمستون موندي بي همكار

با يك دل بيزار

شبت مونده تار

واي غار غار .........

 

 

 

+ درد دل چهارشنبه هشتم آذر 1385زمان 16:54 من گفتم دانیل |